امروز مصادف با چهار مرداد سالروز در گذشت رضاشاه است.مردی که بسیاری از مردم او را یکی از بزرگترین پادشاهان ایران می دانند.این افراد با استناد با سازندگی هایی که رضا شاه در کشور انجام داد و جاده ها و پل هایی که ساخت و امنیتی که ایجاد کرد از وی تجلیل می کنند.

موضوع اول - حدقلا ده برابر پل ها و جاده ها و بناهایی که در زمان رضا شاه ساخته شد بعدها در زمان محمد رضا شاه و جمهوری اسلامی ساخته شد.

موضوع دوم - سرکوب نا امنی و حفظ تمامیت ارضی وظیفه هر دولتی هست و هر دولتی سر کار باشه ایجاد امنیت و سرکوب تجزیه طلب ها و ایجاد دانشگاه ها وظیفه اش هست و اینها هیچ امتیاز مثبتی برای رضا شاه محسوب نمیشه و وظیفه هر دولتی هست که امنیت و آموزش و سازندگی را در ازای حکومت و دسترسی به ثروت یک کشور برای مردم فراهم کند و اگر روس و انگلیس و رضا شاه می گذاشتند که انقلاب مشروطه به ثمر بشیند همان حکومت مشروطه یاغی ها را سرکوب می کرد،دانشگاه تاسیس می کرد ، جاده می ساخت و دهها برابر کارهایی که در زمان پهلوی ها انجام شد انجام می شد.مستندی که من و تو نشان میدهد جانب دارانه است و فقط یک طرف ماجرا را نشان میدهد.

رضا شاه در عوض خدماتی که کرد همه دستاورد های انقلاب مشروطه را با دست خودش به باد داد و همان دیکتاتوری که محمد علی شاه مد نظرش بود پیاده بکنه و شاید بدتر از اون را پیاده کرد.انگلیسی ها و روسها هم با فشارهای که می آوردند مقصر بودند ولی اگر رضا شاه می خواست می توانست بعنوان سردار سپه عمل بکند و مجلس را عملا نابود نکنه یا اعلام جمهوری بکند.بعد از خودش هم پسرش هرچی را که پدر رشته کرده بود پنبه کرد.

یرواند آبراهامیان در کتاب تاریخ بین دو انقلاب در مورد مجلسی که بعد از مشروطه تشکیل شد می نویسد :

سرهنگ دیویزیون فاجار که در اواخر سال 1299 وارد میدان شده بود.در حالی که انقلاب مشروطه سالهای 1285-1288 نظام مشروطه لیبرال جایگزین استبداد قاجاری شده بود ، کودتای 1299 نیز در راستای از بین بردن ساختار های پارلمانی و ایجاد حکومت مطلقه پهلوی بود.جناه بندی های مجلس ملی دوم در سال 1289 آشکار شد.در حالی که بیست و هفت تن از اصلاح طلبان ،فرقه دموکرات را تشکیل دادند پنجاه و سه نماینده محافظه کار نیز فرقه اعتدالیون را تشکیل دادند.

یعنی در این مجلس هم سوسیالیست ها و هم لیبرالها حضور داشتند و ترکیب خوبی برای یک مجلس بود.

زنده یاد دکتر محمد مصدق هم زمانی که رضا شاه فقط سردار سپه بود و رضا شاه نشده بود بسیار جانب رضا شاه را می گرفت چون در زمان سردارسپه بودن در قالب نظام پارلمانی برای ایران کار می کرد ولی زمانی که تصمیم گرفت رضا شاه بشه به مخالفت با وی برخواست.

مردم ایران در دید تاریخی دچار تندروی شدید هستند یک دسته از رضا شاه یک دیو می سازند یک دسته هم از رضاشاه یک ناجی می سازند در حالی که هیچ کدامش نبوده است.


برچسب‌ها: رضا شاه, انقلاب مشروطه, رضا شاه و انقلاب مشروطه, رضا شاه قاتل انقلاب مشروطه, خدمات رضا شاه
+ نوشته شده در  شنبه چهارم مرداد 1393ساعت 15:35  توسط رامین  | 

شایعات ارتباط بین خانواده بوش و نازی ها ابتدا در دهه شصت منتشر شد.پدر بزرگ جورج بوش سناتور و مدیر و سهام دار شرکتهایی بود که با نازی ها دارای ارتباط مالی بودند.که در سال 1942 توسط دولت آمریکا ضبط شدند.پرسکات بوش پدر با شرکت هایی کار می کرد که با تامین منافع مالی هیتلر و قدرت گرفتن آلمان نازی ارتباط مستقیم داشت.در حال حاضر دو تن از بازمندگان هولوکاست در خواست چند میلیارد دلار خسارت را از خانواده بوش کرده اند.

همچنین وی جز هیئت مدیره شرکت Thyssen بود که در فولاد و زغال سنگ آلمان نازی سرمایه گذاری های بسیار کرده و به سودهای کلانی دست یافته بود.این شرکت در زمان جنگ از نیروی کار برده های اسیر گرفته شده نازی در معادل استفاده می کرد.
پریسکوت بوش بوش در جواب اعتراضات به این تصویر بوش ادعا کرد که این عکس را در 18 سالگی گرفته است ولی بعدا مشخص شد در آن زمان 28 سال داشته. یکی از اتهامات بوش شکستن قانون تجارت با دشمن بود.شرکت Thyssenسرمایه جزو سرمایه های اولیه نازیسم بود یکی از این اتهامات نشان می داد بوش و همکارانشان سعی در مخفی کردن فعالیت های خود از دولت آمریکا را دارند.

تصویر یادگاری پدر بزرگ جرج بوش و آدولف هیتلر

پریسکوت بوش، (به انگلیسی: Prescott Bush) (زاده ۱۵ مه ۱۸۹۵ - درگذشته ۸ اکتبر ۱۹۷۲) بانکدار و سیاستمدار آمریکایی بود، که فرزند و نوه وی به ریاست جمهوری ایالات متحده رسیدند. بوش از بانکداران ارشد وال استریت بود و در فاصله سال‌های ۱۹۵۲ تا ۱۹۶۳ نیز به‌عنوان سناتور ایالت کنتیکت فعالیت کرده‌است.

پریسکوت بوش، پدر جورج هربرت واکر بوش؛ ۴۱مین رییس‌جمهور ایالات متحده و پدربزرگ جورج دبلیو بوش؛ ۴۳مین رییس‌جمهور ایالات متحده آمریکا و جب بوش؛ ۴۳مین فرماندار فلوریدا می‌باشد.

--------

مقاله سایت گاردین در این مورد 


برچسب‌ها: پریسکوت بوش, پریسکوت بوش و هیتلر, پدربزرگ جرج بوش و هیتلر, ارتباط خانواده بوش با هیتلر, بوش
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393ساعت 12:2  توسط رامین  | 

http://historian.persiangig.com/WWII/001.jpg

http://historian.persiangig.com/WWII/002.jpg


برچسب‌ها: تصاوریر رنگی از جنگ جهانی دوم, هیتلر, تصاویررنگی از آلمان نازی, جنگ جهانی دوم, آلمان نازی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 23:23  توسط رامین  | 

در شش ژوئن 1944 یکی از بزرگترین عملیات های نظامی در تاریخ جهان اتفاق افتاد که در آن ایالات متحده وارد جبهه اروپا شد و بطور مستقیم وارد جنگ با آلمان شد.آلمان به هیچ وجه انتظار حمله از آن قسمت را نداشت چون نرماندی بزرگترین سد دفاعی جهان در آن دوره بود چند ساعت قبل صدها چتر باز در خطوط پشتی نرماندی فرود آمده بودند و تمام مسیرهای کمک رسانی و ارتباطی را بسته بودند در صبح روز حمله هزاران نیروی آمریکایی زیر رگبار مسلسل های سنگین در ساحل نرماندی پیاده شدند و نزدیک به 9 هزار سرباز تنها در قسمت ساحلی اوماها زیر مسلسل های سنگین آلمانی ها قتل عام شدند در عملیات ۲۳۸۰ کشتی جنگی، ۱۳۰۰۰ کشتی باربری، ۸۶۰۰۰ هواپیمای جنگی و ترابری شرکت داشتند و در کل آمریکا:۲۹٬۰۰۰ کشته و ۱۰۶٬۰۰۰ مجروح و مفقود بریتانیا:۱۱٬۰۰۰ کشته و ۵۴٬۰۰۰ مجروح و مفقود کانادا:۵٬۰۰۰ کشته و ۱۳٬۰۰۰ کشته و مفقودفرانسه:۱۲٬۲۰۰ شهروند عادی کشته و مفقود آلمان نازی:۲۳٫۰۱۹ کشته،۶۷٬۰۶۰ مجروح و ۱۹۸٬۶۱۶ مجروح و اسیر شدند.

با این عملیات شکست آلمان در جنگ جهانی قطعی شد و بعد از این عملیات رومل و معاونش اشتافنبرگ در صدد کودتا و قتل هیتلر بر آمدند که کودتا خنثی شد و هردوی آنها اشتافنبرگ تیر باران رومل هم با زهر کشته شدند.

قل از این عملیات هم انگلیسی ها عملیات های فریب گسترده برای اینکه خیال آلمانی ها از ان نقطه راحت شود انجام داده بودند که موفقیت آمیز بود.این روز در تاریخ جهان  D-Day نام گرفت.

http://historian.persiangig.com/WWII/dday/6-6-dday.jpg


برچسب‌ها: متفقین, نرماندی, حمله به نرماندی, اوماها, یوتا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 22:54  توسط رامین  | 

در 31 خرداد 1360 لایحه عدم کفایت بنی صدر در مجلس به تصویب رسید و بعد از آن گروهک تروریستی مجاهدین خلق 5 هفته در داخل ایران بنی صدر را مخفی کرد.
 چهارشنبه هفتم مرداد ۱۳۶۰ با یک فروند هواپیمای بوئینگ ۷۰۷ به خلبانی سرهنگ معزی، خلبان ویژه شاه، بنی صدر و رجوی که با آرایش زنانه سوار هواپیما سوار شده بودند را به فرانسه رساند و با رادیو به مقامات فرانسوی اعلام کرد که حامل بنی صدر است و بنی صدر بعد از ورد به پاریس  در خانه خود در سه کیلومتر فرانسه مستقر شد . چهل نیروی پلیس فرانسوی مامور حفظ جان وی شدند.و در مصاحبه مطبوعاتی بنی صدر بدون سیبیل حضور یافته بود.سرهنگ معزی نیز اعتراف کرده است که بنی صدر را بطور مخفیانه وراد هواپیما کرده است.
خلبان معزی قبلا خلبان مخصوص هواپیمای شاهین شاه بود و بخاطر باز گرداندن این هواپیما به ایران مورد اعتماد و احترام فراوان نیروهای انقلابی قرار گرفته بود.و در باره نحوه ارتباط وی با مجاهدین خلق اطلاعات دقیقی در دسترس نیست و این احتمال نیز وجود دارد که قصد و هدف وی از بازگشت به ایران نیز با نقشه قبلی سرویس های اطلاعاتی غرب برای فراری دادن رجوی و بنی صدر صورت گرفته باشد.
در ساعت 7:10 رجوی و بنی صدر وارد پايگاه  هوایی شدند و در 7:35 دقیقه رجوی و بنی صدر وارد هواپیما میین بین دو تن از ماموران فرودگاه متوجه ماجرا می شوند که که با تهدید تروریست ها دست به سر و ساکت می شوند.و این دو فرد بعدا اعلام کردند وقتی مشغول بازسی بودند متوجه قفل بودن دستشوی می شوند رجوی بنی صدر در دستشویی هواپیما مخفی شده بودند و بعد از دزدیده شدن هواپیما بیرون می آیند.
سروان حسين اسكندري در صندلي چپ و سرهنگ معزی در صندلی راست همافر مهندس پرواز بيژن وكيلي هم در بين آن دو نشسته بود که یکی از تروریست ها با اسلحه وارد کابین می شود و با اسلحه از آنها می خواهد مختصات مورد نظر او را وارد نمایند معزی ابتدا به دروغ به برج مراقبت اعلام می نماید که موتور هواپیما آتش گرفته و با دادن اطلاعات نادرست اقدام به انحراف برج مراقبت می کند.
در نزدیکی مرز ترکیه یک فروند F14 به هواپیمای آنها نزدیک می شود و اعلام می کند که امام خمینی به آنها تامین جانی و مالی داده است و خواهان بازگشت آنها می شود ولی معزی خلبان جنگنده را دست به سر می کند و اعلام می کند که به گروگان گرفته شده است.در این هنگام بنی صدر به معزی می گوید که بگو من داخل هواپیما  هستم آنگاه او ما را نخواهد زد که معزی بهت زده می شود!
در نزدیکی مرز شوروی دو فروند میگ روسی برای زدن هواپیما نزدیک می شوند که معزی با یک حرکت نیم دایره ای از آسمان تبریز وارد ترکیه می شود در این هنگام معزی به برج ترکیه اعلام می کند که F14 به دنبال آنهاست و با تهدید ترکها F14 از مسیر خود که وارد ترکیه شده بود باز می گردند و بنی صدر دوباره گفته بود که تو بگو من داخل هستم آنها باند فرودگاه را آماده خواهند کرد ولی هدف معزی فرانسه بود و می دانست ممکن است توسط جنگنده های روسی زده شود بعد از آن با دست به سر کردن رادارها وجواب ندادن به برج مراقبت سوریه از روی قبرس به فرانسه رسید و با فراری دادن رجوی یکی از بزرگترین خیانت های تاریخ ایران را مرتکب شد.
تصویر اول معزی در وسط و رجوی در راست و بنی صدر در سمت چپ بعد از فرود در پاریس
تصویر دوم معزی و رجوی در پاریس

 تصویر سوم رجوی و معزی نفر پشتی در عراق در حال دیدار با صدام حسین


برچسب‌ها: بنی صدر, رجوی, بهزاد معزی, معزی, فرار بنی صدر و رجوی از ایران
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393ساعت 21:1  توسط رامین  | 

سورنا یکی از سرداران دلیر اشکانی بود که در بین سالهای 52-82 پیش از میلاد می زیسته است.و در زمان خود یکی بلند قد ترین و خوش چهره ترین مردان به حساب می آمد.همچنین از نظر قدرت نیز بعد از پادشاه شخص دوم کشور به حساب می آمده است.و در روز تاجگذاری حق داشت کمربند پادشاهی را به پادشاه ببندد.
در آن زمان روم به صورت جمهوری اداره می شد و سه فرمانده به نامهای کراسوس ژولیوس سزار و پومیه وظیفه گسترش قلمرو آن را داشتند.کراسوس برای گسترش قلمرو روم قصد لشگر کشی به ایران و هند را داشت.کراسوس سرداری بود که تقریبا در تمامی نبردهایش پیروز شده بود و توانسته بود قیام برده های رومی به فرماندهی اسپارتاکوس سرکوب بود..
کراسوس با 12 لژیون خود را به نزدیکی سوریه کنونی رساند در این هنگام سپاهیان ایران نیز جنگهای نا منظم را با سپاهیان کراسوس آغاز کردند.وسورنا متوجه این مساله بود که رومیان به مناطق خشک عادت ندارند به همین خاطر سپاه روم را به حران کشناد سپاه ایران به فرماندهی سورنای سی ساله تا نزدیکی حران کراسوس را تعقیب کرد.سربازان کراسوس در این هنگام دچار سردگمی شدند زیرا به مناطق خشک و بی آب و علف عادت نداشتند.
قبل از نبرد سورنا با فرستادن پیغامهایی سعی در راضی کردن کراسوس برای صلح کرد اما کراسوس پیغامی برای سورنا فرستاد و به او گفت جواب تو را در پایتخت ایران خواهم داد سورنا نیز در جواب او نوشت که اگر در کف دست من مویی می بینی پایتخت ایران را نیز خواهی دید.
در این نبرد سپاهیان روم 70000 تن و سپاهیان ایران 40000 تن بودند در این هنگام بود که سورنا با هوشمندی تمام دستور داد طبل های بزرگی که در سپاه ایران بود بنوازند و تیر اندازها باران تیر را به طرف سپاه روم روانه کنند.با نواختن طبل ها لرزه بر اندام سپاهیان روم افتاد.
سورنا در این نبرد تکنیک های جدید جنگی را پیاده کرد و جنگ را شبیه به جنگهای چریکی امروز پیاده کرد. افسران رومی درباره شکستشان از ایران به سنای روم چنین گزارش دادند: سورنا فرمانده ارتش ایران در این جنگ از تاکتیک و سلاحهای تازه بهره گرفت. هر سرباز سوار ایرانی با خود مشک کوچکی از آب حمل می‌کرد و مانند ما دچار تشنگی نمی‌شد. به پیادگان با مشکهایی که بر شترها بار بود آب و مهمات می‌رساندند. سربازان ایرانی به نوبت با روش ویِِژهای از میدان بیرون رفته وبه استراحت می‌پرداختند. سواران ایران توانایی تیر اندازی از پشت سر را دارند. ایرانیان کمانهایی تازه اختراع کردهاند که با آنها توانستند پای پیادگان ما را که با سپرهای بزرگ در برابر انها و برای محافظت از سوارانمان دیوار دفاعی درست کرده بودیم به زمین بدوزند. ایرانیان دارای زوبینهای دوکی شکل بودند که با دستگاه نوینی تا فاصله دور و به صورت پیدرپی پرتاب می‌شد. شمشیرهای آنان شکننده نبود. هر واحد تنها از یک نوع سلاح استفاده می‌کرد و مانند ما خود را سنگین نمی‌کرد. سربازان ایرانی تسلیم نمی‌شدند و تا آخرین نفس باید می‌جنگیدند. این بود که ما شکست خورده، هفت لژیون را به طور کامل از دست داده و به چهار لژیون دیگر تلفات سنگین وارد آمد.
در حین نبرد سواران ایرانی که کمان در دست داشتند وارد میدان می شدند با تیر نفرات مقابل را می زدند و مکان خود را عوض می کردند در مواردی هم که سربازان رومی آرایش خاص خود را می گرفتند پاهای آنها را نشانه می گرفتند و هنگامی که رومی ها آنها را تعقیب می کردند با تیرهای خود آنها را از پشت سر خود می زدند.

 

کراسوس کاسیوس را بر سمت راست لژیون خود و پسرش peblius را در سمت چپ سپاه گماشت.و خود نیز در مرک سپاه قرار گرفت در این زمان بود که پسر دیگر کراسوس فابیوس با 1400 سرباز گل وارد میدان شد ولی نیروهای ایران در یک تعقیب و گریز او را کشتند.روحیه سرابازان رومی به شدت در حال تزلزل بود.
کراسوس ناگهان سر فرزند خود را بر بالای نیزه ایرانیان دید سورنا آن روز را به کراسوس برای سوگواری فرزندش فرصت داد و از کراسوس خواست که برای مذاکره در باره صلح به اردوی او بیایید و حتی اسبی برای این کار به او هدیه داد و تمام نشریفات را برای استقبال از کراسوس انجام داد کراسوس به سمت اردوی ایرانیان برای انجام مذاکره روانه شد در این هنگام اکتاویوس سردار رومی که خیال کرد خدعه ای در کار است دستش را به شمشیرش برد و چندتن از سپاهیان ایران را کشت.در گیری در گرفت کراسوس و بیشتر سربازان رومی دراین میان کشته شدند و ده هزار تن از آنان به اسارت ایرانیان در آمدند.ایرانیان توانستند تمامی پرچم های سپاه روم را به تسخیر خود در بیاونرند.
بعد از پیروزی سورنا بر کراسوس و شکست روم از ایران، دولت مرکزی روم دچار اختلاف شدید شد و مناطق ارمنستان، ترکیه، سوریه، عراق تبدیل به استانهایی از ایران گردیدند.
سورنای سی ساله توانست در لولین رویارویی ایرانیان و رومیان طعم شکست را بر رومیان وارد کرد با رسیدن این خبر به ژولیوس سزار اندیشه حمله به ایران را در سر خود پروراند اما قبل از اینکه بخواهد شکست دیگری را از طرف ایرانیان به روم وارد کند در سنای روم توسط نمایندگان به قتل رسید.
سورنا نیز که بعد از پیروزی روز به روز محبوب تر می شد و قدرتش افزایش یافت ارد سیزدهم پادشاه اشکانی از این موضوع هراس ناک بود دستور قتل سورنا را صادر کرد.

 


برچسب‌ها: هخامنشیان, سورنا, تاریخ ایران باستان, اسکندر مقدونی, حمله اسکندر به ایران
+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1392ساعت 14:11  توسط رامین  | 

بخت النصر یکی از خونخوار ترین و برخی نیز معتقد اند او با زمان ارمیا و دانیال نبی هم دوره بوده است.مادر بخت النصر در اثر رابطه پنهانی با مرد دیگر باردار شده بود پس از بدنیا آمدن او مادرش او را در میان بت سنگی به نام نصر رها کرد و آمده است که کودک یک سال توسط ماده سگی شیر داده شد و از زندگی نجات پیدا کرد.این موضوع باعث شد از نظر روحی بخت النصر از دنیای آدمیان کناره بگیرد و بسیار نیرومند گردد پس از یک سال کودک به آغوش مادر بازگشت.بخت النصر از سال 562 تا 604 بر بابل حکمرانی کرد

وقتی بخت النصر به سن 12 سالگی رسید از طرف خداوند به ارمیای نبی و دانیال گفته شد آنها به طرف بابل آمدند و از او امان نامه گرفتند سپس به بیت المقدس بازگشتند و به قوم خود گفتند که اگر به خدا توبه نکنید بدست تمامی شما بدست چنین کسی نابود خواهید شد.آندو به بخت النصر گفتند «ای پسر، تو روزی بر خاندان بنی اسرائیل پیروزی خواهی یافت و توانا خواهی شد.امروز ما از تو درخواست می‌کنیم؛ تا آن زمان ما را در میان بنی اسرائیل امان دهی» بخت النصر نیز خوشحال شد و امان نامه را به آنها داد.

در برخی از نوشته ها نوشته شده است که بعد از مرگ نابوپولاسار که پدر یا شوهر مادر بخت النصر بود وی به پادشاهی رسید.

بخت النصر ابتدا به عنوان منشی وزیر کار کرد سپس به عنوان زندان بان بابل کار کرد. در سال 605 به جنگ با مصر فرستاده شد و در سال 612 قبل از میلاد با دختر هوخشتره پادشاه بابل ازدواج کرد.که در درست بودن این موضوع تردید بسیار وجود دارد.

در جایی دیگر نیز آمده است که بخت النصر توسط پادشاه رنجیده شد و وی نیز زندانیان را مسلح کرد و به شهر حمله کرد و دست به کشتار زد و حتی مادر خودش را کشت.

سپس بخت النصر بعد از چیره شدن به شهر به طرف مصر رفت بیت المقدس حمله کرد ارمیای و دانیال نبی نیز به مردم هشدار دادن که بخت النصر را خداوند از جنس خشم آفریده و به هیچکس رحم نخواهد کرد و مردم نیز شروع به خواندن تورات کردند ولی بخت انصر هفتاد هزار نفر از مردم مصر را کشت تمام کتابهای تورات را سوزاند. و معبد سلیمان را به آتش کشید و بهودیان را با خود به بابل آورد بخت النصر قبل از حمله به شهر گفت تیری به سمت شهر پرتاب می کنم اگر در شهر فرود آمد مردم شهر را کشتار می کنم و اگر در شهر فرودنیامد مردم را ببخشم و تیر در شهر فرود آمد.

بخت النصر در هنگام حمله به بیت المقدس کوهی را دید که از آن خون می جوشد دلیل آن را جویا شد و به او گفتند که آن خونی پیامبری است که یکی از پادشاهان بیت المقدس به خاطر یک زن کشته است بخت النصر نیز گفت چندان از این مردم بکشم که ان خون به بند آید.در جایی نیز آمده است که او صدهزار نفر از یهودیان را کشت.

سپس می خواست دانیال نبی را بکشد اما دانیال که از او امان نامه گرفته بود را به ته چاهی انداخت و او در این مدت از شیر بزی که به همراه او در آنجا بود تغذیه کرد.

سپس بخت النصر توسط فردی به نام غود ولیا را حاکم بیت المقدرس کرد ولی اسماعیل (ع) او را کشت خبر این داستان که به بخت النصر رسید دوباره به بیت المقدس لشگر کشید و جنگی در گرفت و دوباره بخت النصر پیروز شد و اسیران زیادی را نیز به بابل آورد که دانیال نبی یکی از آنان بود.

شبی بخت النصر خوابی می بیند که همه معبران در تابیر آن می مانند و بخت النصر دستور کشتار آنها را می دهد ولی دانیال نبی به نزد او می رود و خوابش را تعبیر می کند و می گوید که خداوند تو را بر تمامی قوم بنی اسرائیل برتری خواهد بخشید .و به تو سلطنت و ثروتی خواهد داد بخت النصر نیز دانیال را به عنوان وزیر خود انتخواب می کند و بعد از چندسال یهودی می شود.

در بعضی جاها آمده که بخت النصر باغهای معلق را برای خوشحال کردن همسر خود آمیتیس که بیمار بود ساخت زیرا آمتیس دختر پادشاه ماد بود و از مناطق سرسبز به آنجا که منطقه خشک و بیابانی بود آمده بود ساخت.

تاریخ نویسان یونانی و رومی نوشته اند که طرحای باغ ها بصورتی بود که آب از بالاترین نقطه آن به پایین جاری می شد.باغها از بالکن هایی ساخته شده بودند که بلند ترین آنها به 40 متر می رسید.و بنا به نوشته ی تاریخ نویسان درختان انجیر انار و بادام و گلهای مختلف در آن وجود داشت و آب از قسمت پایین باغ از رود فرات توسط بردگان با سطل آب به بالا کشیده می شد و از آنجا به پایین جاری می شد.برخی نیز معتقد اند که یک لوله چوبی طبقه بالایی باغ را به فرات متصل می کرد و با حرکت یک میله آهنی درون لوله چوبی آب به بالا می رفت.

در نوشته های یونانی نوشته شده است که باغها توسط ریسمان به یک دیگر متصل بوده است که درست نبوده و تسوط ستون هایی که از گیاهان پوشیده شده بود به یکدیگر متصل بودند.

بخت النصر بعد از اسیر کردن قوم یهود به لیدی و فنقیه حمله کرد و آنجا را فتح کرد و سپس به آباد کردن بابل پرداخت.بخت النصر سپس برج بابل را باسازی کرد که 90 متر ارتفاع داشت و بعد از آن یکی از عجایب هفتگانه به نام باغهای ملعق بابل را بنا نمود.بخت النصر به آباد کردن بابل پرداخت و در زمان او بابل تبدیل به باشکوه ترین پایتخت زمان خود شد.

بخت النصر نیز در پایان عمر دیوانه شده بود و فکر می کرد در جنگل به سر می برد و توسط کاهنان کشته شد..در برخی از متون تاریخی نوشته شده که بخت النصر 187 سال حکمرانی کرد!

در بعضی از متون یهود آمده است که ارمیای نبی می اندیشید که خداوند چگونه استخوان های این مردگان را زنده خواهد کرد صدسال بعد از آن ارمیای نبی که به خواب رفته بود یا مرده بود زنده شد و مشاهده کرد که خداوند بخت النصر را هلاک ساخته و قوم یهود را به دست کوروش کبیر آزاد ساخته است.


برچسب‌ها: بخت النصر, تاریخ بابل, باغهای معلق بابل, دانیال نبی, تاریخ یهود
+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1392ساعت 13:57  توسط رامین  | 

در یکی از روزهای آوریل 1221 میلادی چنگیز خان مغول و دخترش و دامادش بعد از فتح نیشابورو فرار سلطان محمد شاه خوارزم شاهی به ولایات ماوراءالنهر مشغول سرکشی بودند که ناگهان تیری که هدف آن چنگیز بود به داماد چنگیز اصابت می کند و داماد کشته می شود.و مشخص نمی شود تیر از سوی چه کسی پرتاب شده بود ممکن بود تیر از سوی یکی از سربازان چنگیز که می خواست بکشدش پرتاب شده باشد.
دختر چنگیز از این عمل بسیار آزرده می شود و از پدرش می خواهد همه افراد این شهر را بکشد

.سی هزار تن از سربازان چنگیز همه زنان و مردان شهر را به بهانه سر شماری از خانه ها بیرون می کشد و در یک ساعت هفتصد تا یک میلیون هفتصد هزار نفر را می کشند به گونه ای که هر سرباز چنگیز سر سی تا پنجاه تن را برید و 12 روز طول کشید تا تعداد کشته ها معلوم شود. در برخی از نوشته های تاریخی نیز نوشته شده است که مردم نیشابور بعد از اینکه فهمیدند مغول ها قصد کشتار آنها را دارند دست به شورش برداشتند تا اینکه همه مردم شهر قتل عام شدند.
حمله به شهر با فرماندهی تولی خان پسر چنگیز صورت گرفت مغول ها حتی به کودکان و زنها و حیوانات هم رحم نکردند و بنا به نوشته مورخین شهر نشینی در ایران به دست مغولها نابود شد.و یکی از بزرگترین شهرهای جهان بدست قوم مغول نابود شد به گونه ای که تا سالها اثری از زندگی در آن ناحیه نبود.


برچسب‌ها: مغول ها, جنایات مغول ها, حمله مغول ها به نیشابور, خوارزم شاهیان, چنگیزخان مغول
+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1392ساعت 1:3  توسط رامین  | 

اولین تمدن های بشری در ناحیه بین النهرین در بین دو رود دجله و فرات پدیدآمدند.اولین تمدن بزرگی که به وجود آمد سومر نامیده شد که توسط تمدن دیگری فتح شد.سومری ها توانسته بودند نخستین خط نوشتاری و چرخ و سیستم آبیاری و کتابخانه ها را در طول تاریخ بسازند.

فاتحان سومر تکنولوژی پیشرفته تر از آنها را نداشتند اما سلاح های پیشرفته تری نسبت به آنها را توانسته بودند بسازند.فرمانروای آکد توانسته بود بر سومر مسلط شود سارگون نام داشت.

بر طبق افسانه ها او فرزند نامشروع الهه Innana بود که در معبد پریستس متولد شده بود اما به احتمال زیاد او فرزند نامشروع یکی از روسپیان معبد بود که در آب رها شده بود.او خود در مورد خود گفته بود .«مادر حقیر و بیچاره ٔ من مرا حامله شد و در پنهانی زائید و در سبدی از نی بر روی آب گذاشت و در آن را با قیر بست ».با توجه به متون خط میخی پیرمرد باغبانی شاید هم پادشاه شهر Kish او را وقتی که در سبدی در میان رود سرگردان بود یافت. و او به تدریج به پادشاه نزدیک شد و بد از قدرتمند شدن بر او شورید او به فرمانروایی آن شهر رسید

 لوگازکسی( Lugalzagesi) پادشاه سومر قبل از حمله سارگون بود که اولین کسی بود که توانسته بود سومر را متحد کند.با فتح شهر سومر توسط سارگون پادشاهی او سقوط کرد و سارگون توانست اولین امپراتوری روی زمین را بنا کند.بعد از شکست Lugalzagesi شهر به سختی حاکمیت سارگون را بر خود پذیرفتند و او را بعنوان فرمانروای خود قبول کردند.

سارگون اولین فتحش را در سال 2340 قبل از میلاد که فتح سومر بود را با موفقیت به انجام رسانده بود.بزودی امپراتوری سارگون در سراسر بین النهرین گسترش یافت او لشگر کشی های موفقی نیز به آسیای صغیر و جنوب شرق عربستان سعودی داشت.

بین النهرین باستان نیز مانند یونان باستان دارای شهرهای کوچکی بود که بروی زمین های حاصلخیز بنا شده بودند.و فاصله کمی از هم داشتند و سارگون با فنح این شهر ها توانست اولین امپراتوری روی زمین را بنا کند امپراتوری او شامل بین النهرین بخش هایی از سوریه و ایران امروزی می شده است..

سارگون 35 سال بعد از فتح سومر فرمانروایی کرد و در سال 2305 قبل از میلاد درگذشت جانشینان او نیز عملکرد موفقی داشتند اما نتوانستند به خوبی او فرمانروایی کنند.او در سراسر دوران پادشاهی خود با شورش های متعددی در قلمرو خود مواجه شد.او در میان پادشاهان سومری جزو محبوب ترین فرمانروایان بود او برای افزایش قدرت خود و سرکوب شورش ها توانسته بود یک ارتش ثابت 5400 نفری را تشکیل دهد که در آن روزگار یکی از بزرگترین و قوی ترین ارتش های جهان محسوب می شد هزینه نگهداری چنین ارتشی نیز بسیار بالا بود که او هزینه این ارتش را از غنائم و غارت ها تامین می کرد.

سارگون پایتختی جدید به نام آگاد (Agade) در محل دوردستی در شمال  بنا نهاد و آن را تبدیل به ثروتمندترین و نیرومندترین شهر جهان کرد. مردم شمال سومر و  مهاجمان فاتح به تدریج با یکدیگر آمیختند و از نظر قومی و زبانی به نام آکدی (Akkadians) شناخته شدند. سرزمین سومر  نام مرکب سومر و آکد به دست آورد.

از لحاظ مذهبی سومری ها خدایان و الهه های متعددی را می پرستیدند که مورد مقبولیت سارگون قرار گرفت سارگون خود را راهبه آنو موعود و انیل که خدایان سومری ها بودند معرفی کرد.بین داستان ساراگون و موسی شباهت های بسیاری وجود دارد و عده ای او را بخاطر پیدا شدنش در رود به حضرت موسی تشبیه می کنند همچنین شباهت های بسیاری بین ساراگون و نمرودی که در قرآن به آن اشاره شده است وجود دارد.


برچسب‌ها: سومر, بین النحرین, آشور, سارگون
+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1392ساعت 1:1  توسط رامین  |